مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام ( اربعین حسینی )
مثل آن مهتاب که هوش از کواکب میبَرَد عشقِ مطلوبِ تو دل از هرچه طالب میبَرد بُهت خِلقَت را رقم زد بُردن نامت، حسین خلق را این ذکر تا مرز عجایب میبَرد تا ابد هم وقت باشد، جا نمیافـتـد غـمت مـنـبر انـدوهِ تو از بس مطالـب میبَـرد بی تو مثل یخفـروشم که ندارد مشـتری روزگار از عُمر من قالب به قالب میبَرد هرکسی خرج بساط ماتمت شد، بُرد کرد حظِ سودِ خالصت را دخل کاسب میبَرد رتبهای هرگز ندیدم بهتر از حُرَّت شدن نوکـرانت را ادب تا این مـراتب میبَرد فرش روضهخانههایت، قالی محراب ماست مُستَحَـبّات تو ما را سمت واجب میبَرد مشکیِ ما جنسش از چادر سیاه زینب است رخت نوکـرهات نخهای مناسب میبَرد دینِ دنیا را جهان در اربعینها دیده است پـرچـم سرخ تو را کُـلِّ مـذاهـب میبَرد پابـرهـنـه، لا بهلای زائـرانت، جـبرئـیل استـکـان چـای را بین مَـواکـب میبَـرد ای سری که سرسری شمر از گلویت رد نشد بین خُورجینی تو را خولی غاصب میبَرد |